X
تبلیغات
دوست می دارمت
تنها برای قلبم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1391ساعت 13:17  توسط الهام | 

خدايم اب حيات را نوشيده ام

اب حيات زندگيم افتخار عشق و دلدادگي توست

به راستي چقدر دوست ميدارمت

اب حياتم شده است ياد وخاطره تو خدايم من چه زيبا معشوقه اي را برگزيده ام

خدايم تو چطور ؟ تو هم به من عشق مي ورزي؟

به ياد تو سراسر وجودم غرق اشك ميشود

من بسيار دوست ميدارم هرانچه تو برايم برگزيده اي

خدايم از تو ممنونم كه اسلام را به من داده اي من به دين تو عشق مي ورزم عشق مي ورزم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1392ساعت 15:9  توسط الهام | 
خدايم من از اولين روزي كه جمال زيباي تورا با چشم كم سو ديده ام

دلم به اشوب افتاده است از بس كه حيران توام

خدايم من ناتوانتر از ان هستم كه از تو روبرگردانم دوستت نداشته باشم

خدايم چنان زيبا برايم جلوه ميكني كه كاش هميشه به ياد تو باشم

خدايم كاش مونس تنهايي هايم باشي

خدايم كاش اميد وپناهم باشي خدايا دوري تو مرا دغ مرگ ميكند

چگونه بي تو زندگي كنم چگونه شاد باشم چگونه بي تو زندگي كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1392ساعت 15:7  توسط الهام | 
امروز بهتر از روزهای گذشته هستم  امروز امیدوارتر از همیشه هستم

امروز بیشتر از همیشه دوستت دارم 

خداجان تا دنیا دنیاست دوستت دارم 

هرچند که دورم از تو هرچند که فاصله ای به اندازه ی عمرم از تو دارم

 اما شوق دیدار تو شوق وصال تو مرا زنده نگه میدارد 

دوست میدارمت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت 14:44  توسط الهام | 

شاید دیگر بهاری در کار نباشد شاید زمان وداع فرا رسیده باشد شاید تو را هرگز نبینم 

شاید قسمت بر جدایی بوده است 

چرا گریه میکنی بگذار من گریه کنم من که تو را بیشتر از خودت دوست میدارم 

تقدیر بر جدایی رقم خورده است

باز هم برای تو فرقی نمی کند اما من چه با خود فکر نکرده ای که بعد تو بدون تو من چه میکنم 

من خیلی دلتنگت میشوم حسابی دلم برای تو تنگ میشود


+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1392ساعت 0:30  توسط الهام | 
خداوندا دیر زمانیست با تو سخنی نگفته ام دیرزمانیست بی تو سر میشود لحظه هایم میدانی چرا ؟

چون من حرفهایم ته کشیده اند چون احساسم ته کشیده است چون بی تو غصه میخورم چون از تو دور شده ام

دیر زمانی شده است وتو یادی از من نکرده ای دیرزمانی ایست الهام را به دست فراموشی سپرده ای 

پس من چه من که جز تو کسی را ندارم همه کس برای خود معشوقه ای دارند من که جز تو معشوقه ای برنگزیده ام باورم نیست که تنها وتنها شده ام باور نیست بی مهری تو 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 22:48  توسط الهام | 
رد پای فرشتگان عرشت را دنبال کرده ام خدا جان تو را چه زیبا یافته ام 

من انچنان با شوق برای تو اشک ریخته ام که زمینیان به فریاد  امده اند خدایا نکند در اسمان نیز اشک برای تو برای ساکنان سنگین باشد 

چه لذتی دارد من روی دامن تو که محبوب عالم هستی نشسته ام خدا جان خداجان تو چه متواضع هستی

هرگز فکر نمیکردم تو اینقدر خاکی باشی مرا اینقدر بپسندی عزیزم بداری مرا نوازشم کنی

خدا جان دیگر زمین وزمان نمی توانند مرا از تو جدا کنند

من اهسته در گوش تو ابراز عشق میکنم مبادا که همه بدانند من عشق را تنها وتنها به تو تقدیم میکنم 

اشک از چشمانم چه زیبا جاری میشود اینبار اشک چشمانم را پاک نخواهم کرد

من احساس خوبی دارم من تو را پیدا کرده ام 

مردم شهر به من چنان می نگرند که گویی خیال میبافم اما خیال نیست من خواب نیستم

من در کنار خدا هرروز وهرروز زندگی از سر میگیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1392ساعت 22:39  توسط الهام | 
خداجان لباس سفید عروسیم را که برای وصال تو محیا کرده بودم  موریانه های ناامیدی سوراخ کرده اند

خداجان مگر قرار براین نداشته بودیم که وصالمان را نزدیک ونزدیکتر کنی   

من همه وهر روز برای وصال تو خودارایی کرده ام  من همیشه تنها منتظر تو بوده ام

خداجان زمانی که همه مست وحیران افریده های تو بودند خداجان من مست وحیران تو بوده ام 

من هرگز از تو رو نگردانده ام

زمانی که همه نشانی تورا گم کرده بوده اند نشانی تورا به روی قلبم هک کرده بودم

خداجان بیشتر از این منتظرم مگذار 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1392ساعت 13:3  توسط الهام | 

طبیعت دلم نادیدنی شده است

وجودم را به دست تو می سپارم

توکه بسیار بسیار از من دور هستی وجودم را به دست تو می سپارم

از درخت زندگی گلی نچیده ام من بسیار بسیار رنج کشیده ام تا به اینجا رسیده ام

امید براین دارم که زندگیم مسیر رودخانه ای را دنبال کند که خداجان به تو منتهی شود

از بس در این دنیا تورا صدا کرده ام ...

راستی میان فرشتگان عرشت فرشته ای سراغ داری که گهگاهی مرا به یاد تو بیاوردتاشاید وصالمان را جلو بیاندازی

تندیس زیبای نام تورا برروی قلبم حک کرده ام  و سراسر وجودم را با نام تو اشنا

دوست میدارمت


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 14:0  توسط الهام | 

تورا احساس میکنم وقتی دلشکسته ام

 وقتی دلگیر میشود دلم

وقتی شکوفه ای می روید وقتی تنها میشوم

لباس سفید عروسیم را محیا کرده ام لباس عروسیم از جنس نور است نگین های لباسم را از اشک برای تو به روی لباسم جاری کرده ام

اماده وصال تو هستم 

خداجان مگر دل کوچک وشکسته ی من چه کرده است که از معشوقه اش دور افتاده است

معشوقه ی دلم تو هستی ای افریدگارم ای تنها دلیل زندگیم ای عشق من

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1391ساعت 10:44  توسط الهام |